خرید بک لینک

1 1 با 1 یا بدان

تقلید می تواند پسندیده یا ناپسند باشد؛ زیرا تقلید به معنای ملازمت با کسی و گردن نهادن به کاری می تواند بر اساس اصول عقلایی و عقلانی یا بر اساس هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی باشد. از همین روست که ملازم با خوبان نه تنها پسندیده، بلکه در شرایط واجب و لازم است که عقل فطری و نقل وحیانی آن را بیان می کند؛ این در حالی است عقل و نقل از ملازمت با بدان نهی کرده و آن را ناپسند می شمارد.بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، تقلید به معنای التزام به عمل و گفتار معصومان(ع) و مجتهدان دارای شرایط واجب شرعی است که عقل و نقل آن را بیان کرده است. از همین روست که خدا با واژگانی چون «تبع» و «اقتداء» و مشتقات آن بر تقلید صحیح از آنان تاکید شده است.، ملازمت با کسی یا گردن نهادن به کاری در قالب اطاعت و پیروی می تواند حق یا باطل باشد. بنابراین نمی توان در یک کلمه گفت که تقلید واجب یا حرام یا خوب یا بد یا صحیح و غلط یا پسندیده و ناپسند یا حق یا باطل است؛ بلکه می بایست در بحث تقلید به این نکته توجه داشت که تقلید و ملازمت با اشخاص بر اساس اصولی است که عقل فطری و نقل وحیانی آن را امضا می کند یا نه؟تقلیدی باطل و ناپسند بلکه حرام است که براساس جهل عقلی و علمی باشد؛ زیرا کسی که بدون علم و بررسی و تحلیل عقلی از شخص یا کاری پیروی و اطاعت کرده و ملازمت او را بر خود فرض می کند، سعادت دنیوی و اخروی خویش را تباه کرده است. از نظر قرآن، ریشه بسیاری از گمراهی ها و ضلالت ها در اجتماع بشری در همین «جهل» است که به سبب فقدان تعقل و تحقیق علمی انجام می شود.هواهای نفسانی و تعصبات قومی و خویشی و نژادی از دیگر عوامل بسیار مهم در تقلید باطل و ناپسند است؛ زیرا بسیاری از مردم به سبب وابستگی وعلاقات خویشی و نژادی به تقلید کورکورانه از هر چیزی از سنت ها و رسوم و نیز هر شخصی از قوم و نژاد خویش می پردازند بی آن که بنیادی عقلانی یا عقلایی یا علمی داشته باشد و شخص را به کمالی سوق دهد یا اجتماع و امت را به کمالی برساند و از نقص و عیب و مشکلی برهاند.در همین ارتباط می بایست به این نکته توجه داد که دایره هواپرستی بسیار گسترده است؛ زیرا وقتی عقلانیت و تعقل جای خود را به خواسته ها و هواهای نفسانی بدهد، شخص حتی اگر علم به حقانیت چیزی داشته باشد، متاثر از هواهای نفسانی و غلبه و سلطه آن، حاضر نیست تا بر اساس علم عمل کند و زمام امور نفس خویش را به دست هواهای نفسانی می دهد و عقلانیت و سیره عقلایی را کنار می گذارد و هیچ توجه و وقعی به علم و عالمان نمی کند.البته شرایط زیستی نیز در این امر بسیار موثر است؛ زیرا از نظر قرآن، محیط زیست فرهنگی و اجتماعی می تواند در گرایش های تقلیدی به باطل و مصادیق آن نقش اساسی داشته باشد. از نظر قرآن، «اتراف» در مترفان به معنای رفاه زدگی که بدمستی و خوشگذرانی را به دنبال دارد، خود یکی از عواملی است که شخص تعقل و عقلانیت و علمیت را کنار می گذارد و به پیروی و اقتداء از رسوم و افکار و سنت های جاهلی نیاکان خویش می پردازد تا جایی که حتی شخص به احتجاج نسبت به دعوت های عقلاء و عملاء می پردازد و علیه آن مخالفت می کند؛ زیرا زیست مترفانه اجازه نمی دهد تا تعقل کند و در افکار و رفتارهای تقلیدی خویش اندیشه ورزد؛ بلکه افکار و رفتار نیاکان خویش را عامل ثروت و قدرت خویش و نیاکانی می داند که می بایست هم چنان بر آن اصرار و پافشاری کرد و سر سوزنی از آن عدول نکرد.سومین عاملی بسیار مهم در تقلید باطل و ناپسند در میان مردم، عامل وسوسه های شیطانی و تلقیینات و القائات اوست که مردم را گام به گام از حق به سوی باطل می برد و عقل و ایمان ایشان را زائل می کند و به پیروی و التزام و ملازمت با باطل و افراد باطل وادار می کند.قدرت و ثروت به عنوان دو عامل اساسی در زندگی بشر می تواند نقش «فتنه» را ایفا کندو قضاوت و داوری مردم را نسبت به ارزش ها مختل و مخدوش سازد؛ زیرا اکثریت مردم به سبب ظاهر بینی و عدم تعقل و تفقه در حقیقت زندگی دنیوی و مقدمه بودن برای آخرت، بر این باورند که ملاک و معیار ارزشی چیزی جز قدرت و ثروت نیست؛ بنابراین، هر کسی که قدرتمند و ثروتمند است، در مسیر کمال و رشد بوده و حقانیت برای این افراد ثابت است؛ بنابراین، ثروتمندان و قدرتمندان در جایگاه «سیادت» و «بزرگی» نشسته و به عنوان «دیگران مهم» ارزش ویژه یافته و تقلید و پیروی از آنان برای کسب قدرت و ثروت ضروری است؛ البته وقتی پرده ها کنار برود و قیامت شود، آن گاه دانسته می شود که ثروت و قدرت دنیوی هیچ ملاک ارزش گذاری نیست، بلکه تقوای الهی است؛ در آن جاست که تقلید کننده ثروتمندان و قدرتمندان تازه متوجه حقیقت امر شده و آنان را متهم به گمراه سازی خویش می کنند. در آن جا این افراد حسرت و افسوس می خوردند که البته سودی به حال ایشان ندارد.تقلید باطل و ناپسند که مبنای عقلی و عقلایی و نقلی وحیانی ندارد، آثاری در دنیا و آخرت دارد که از جمله مهم ترین آنها می توان به : اعراض از توحید ،اعراض از اسلام و احکام و مقررات آن، اعراض از آیات الهی، استکبار، انکار معاد و رستاخیز، پیروی از شیطان و وسوسه های آن،توجیه گناه و کارهای ناصواب و زشت، حق ناپذیری ،خرافه گرایی و پای بندی به سنت های جاهلانه نیاکان، کفر، شرک ورزی،گمراهی و ضلالت از حق و حقیقت و گرایش به باطل،، اصرار بر سنت ها و عقاید باطل و پیروی از بی خردان، عدم پذیرش امر اصلاحی،عدم پذیرش ایمان به خدا ،عدم ایمان به قرآن، عدم تاثیر ادله و احتجاجات حق، محرومیت از رشد عقلی و فکری و درک معارف الهی،عدم شناخت نسبت به معبود حقیقی و خدا، مخالفت با پیامبرانو مانند آنها به عنوان مهم ترین آثار تقلید باطل و ناپسند اشاره کرد.شکی نیست تقلید باطل و ناپسند که کفر و شرک و مانند آنها را به دنبال دارد و مردم را به سوی فحشاء و منکرات سوق می دهد و گناه را تقویت و بی تقوایی را گسترش می دهد، مهم ترین عامل در محرومیت از رستگاری از سعادت اخروی و بهشت ابدی و قرار گیری در دوزخ است که حسرت و ندامت دیر هنگام این مقلدان بی عقل را به دنبال خواهد داشت که البته این ندامت و پشیمانی سودی به حال آنان نخواهد داشت.از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان مومن می بایست ملازم خوبان و نیکان به ویژه مومنان ابرار و مقربی باشند که اسوه حسنه الهی در زندگی آنان است؛ بنابراین، همان گونه که اطاعت از خدا لازم و ضروری است، اطاعت و تقلید و تبعیت و پیروی از ایشان لازم و ضروری است؛ زیرا با پیروی از این انسان های شریف و معصوم و اهل کرامت و عقلانیت و علمیت است که می توان رستگاری را در دنیا و آخرت تجربه کرد. تقلید در احکام شریعت برای جاهل علمی لازم و ضروری است؛ زیرا حکم شریعت که عقل فطری و نقل وحیانی آن را کشف کرده، مراجعه جاهل علمی به عالم است.تقلید در اصول دین مانند تقلید در توحید، نبوت و معاد و امامت، به این معنا نیست که شخص چشم بسته عقاید دینی خویش را از او می گیرد، بلکه از او می شنود و سپس تعقل می کند و به عقل خویش آن را می پذیرد.اصولا انسان می بایست بر اساس آموزه های عقل فطری، سخنان نیک دیگران را بشنود و در آن تعقل و اندیشه ورزد و به تبعیت از حق بپردازد که این پیروی از حق و حقانیت است نه شخص.بنابراین، وقتی از تقلید سخن به میان می آید، باید توجه داشت که حقیقت تقلید از خوبان و بدان، تقلیدی از خوبی و بدی است، نه شخص آنان. پس ملازمت با خوبان به معنای ملازمت با خوبی و ملازمت با بدان به معنای ملازمت با بدی است. اسوه های حسنه چون پیامبر(ص) و معصومان، و نیز پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین، همان پیروی از عصمت، رسالت پیامبران، صداقت صدیقین، شهود شاهدان، صلاح صالحین است. خلیل منصوری

برچسب: نویسنده: حدیث فرهادی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:02

صفحه بندی